از طرف فرهنگستان برای واژههای مربوط به دادگستری بشرح زیر معادلهای فارسی برگزیده شده و از شرف عرض پیشگاه مبارک همایونی هم گذشته و بتصویب رسیده است اینک واژههای
۱ـ عدلیه - دادگستری ۲ـ عمارت عدلیه - کاخ دادگستری ۳ـ محکمه - دادگاه ۴ ـ محاکمه - دادرسی ۵ ـ جلسه - نشست ۶ ـ قاضی - دادرس ۷ ـ مستنطق - بازپرس ۸ ـ استنطاق - بازپرسی ۹ ـ شاهد - گواه ۱۰ ـ شهادت - گواهی ۱۱ـ شهادت نامه - گواهینامه ۱۲ ـ استشهاد - گواهخواهی ۱۳ ـ استشهاد کردن - گواه خواستن ۱۴ ـ عرضحال - دادخواست ۱۵ـ مدعیبه - خواسته ۱۶ ـ اهل خبره - کارشناس ۱۷ ـ خبرویت - کارشناسی ۱۸ ـ رأی - رای (فارسی) ۱۹ ـ حَکَم - داور ۲۰ ـ حَکَمیت - داوری ۲۱ـ قرار حکمیت - قرار داوری ۲۲ ـ جرم - گناه ۲۳ ـ مجرم - گناهکار ۲۴ ـ حَکَم مشترک - سرداور ۲۵ ـ قائم مقام - جانشین
نامبرده بالا ابلاغ میشود که در موارد لزوم بکار برود کارمندان دادگستری در رعایت استعمال واژههای فارسی مخصوصاً باید دقت و مراقبت کنند.
وزیر دادگستری دکتر متین دفتری
دیدگاه شما