مذاکرات روز شنبه دوازدهم ربیع الثانی ۱۳۲۵ مجلس شورای ملی
رئیس – بعضی مطالب مهم امروز از تبریز رسیده که نمیشود در مجلس علنی مطرح مذاکره کرد بهتر اینست مذاکرات آنرا در مجلس خاص بنماییم مطالب دیگر میماند از برای مجلس فردا.
آقا سید محمدتقی – جناب مستطاب ملاذالاسلام آقای آقا میرزا محمد سلمه الله تعالی آقا زاده حضرت حجة الاسلام والمسلمین آقای آخوند ملا محمد کاظم خراسانی ادام الله بقائه بعزم زیارت ثامن الائمه سلامالله علیه از نجف اشرف حرکت فرمودهاند و حسب الامر حضرت مستطاب ججة الاسلام متع الله المسلمین بطوله بقائه از زوایه مقدسه حضرت عبدالعظیم برای تبریک این اساس مقدس و مساعدت علمای اعلام و حجج اسلام عتبات عالیات با مجلس شورای ملی عموما و ابلاغ فرمایشات حضرت حجة الاسلام اطال الله بقائه خصوصا تشریف فرمای مجلس مقدس ملی شدهاند که عموم ملت بدانند که علمای اعلام و حجج اسلام کمال توجه و همراهی را باین اساس مقدس داشته و دارند البته عموم اعضای مجلس مقدس از ورود مقدم شریف جناب معزی الیه کمال تشکر و امتنان را دارند و عموما استدامه توفیق و بقای آن وجود محترم و سایر حجج اسلام و علمای اعلام کثرالله امثالهم را از درگاه حضرت احدیت جلت عظمه مسئلت مینمایند و از ورود جناب معزی الیه کمال خورسندی و شعف را دارند.
احسن الدوله – با کمال افسوس عرض میکنم حضرت معظم وقتی تشریف آوردند که بواسطه پاره از گرفتاریها وکلا نتوانستند چنانچه شایسته و در خور بود مقدم شریف ایشان را استقبال نمایند. خواهشمند هستیم که حضرت معظم صرفنظر از این مسئله فرموده یک یادگار بزرگی در این مجلس بگذارند که تا ابد باقی بماند.
آقا میرزا محسن – یادگاری از حضرت آقا همان ابلاغاتی است که از طرف حضرت حجة الاسلام بمجلس اظهار میفرمایند و از این یادگاری بهتر نمیشود.
در این موقع چنانچه رئیس اظهار داشتند از جهه مذاکره تلگرافاتی که از آذربایجان رسیده بود باطاق مخصوص رفتند در آنجا تلگرافات قرائت شد معلوم شد که آتش فتنه پسر رحیم خان در آنجا شدت کرده قریب دویست نفر بقتل رسیدهاند. از استماع این مضامین شور و هیجانی غریب در وکلا خاصه وکلای آذربایجان افتاده است. هیئت وکلا با وضع غیورانه از اطاق خاص بمجلس رسمی و اطاق عمومی آمدند. بلافاصله این وضع و ترتیب بسمع تماشاچیان رسیده گویی مجلس یک پارچه غیرت و شورش شد خلق بی تابانه از پایین ببالا آمده کار هیجان و انقلاب بالا گرفت چشمها پرآب شد. وکلای آذربایجان با کمال حرارت در وسط مجلس نطقها کردند. سایر وکلای نیز در اظهار همدردی و ابراز همراهی داد مردانگی دادند.
نخست آقا میرزا فضلعلی آقا چنین اظهار داشتند علی الاسلام فلبیک الباکون دیگر گذشته است از اینکه ما پرده پوشی کنیم. برادران و خواهران شما در آذربایجان دچار پنجه ظلمند مگر شما چه میخواهید بکنید؟
حاج امام جمعه خویی با حال رقت فرمودند بحق خدا آذربایجانیها مسلمان هستند چرا این قدر غیرت اسلامی کم شده؟ چه تقصیر دارند این دویست و پنجاه نفر که باید کشته شوند و شما آسوده بنشینید؟ مگر در شما حس اسلامی نیست؟ با این وضع بچه ترتیب ما باین مجلس میآییم؟
آقا سید محمد تقی – هر کس مسلمانی دارد باید همراهی کند باید در این مجلس بنشینیم و حرکت نکنیم اصلاح بخواهیم اگر اصلاح نشد آنوقت ملت تکلیف خود را میداند.
آقا سید مهدی- در همین شهر سوارهای رحیم خان یک زنی را کشیدهاند آنها را تعاقب کردهاند ضعیفه را بخانه آقا سید مهدی شوشتری پیش نماز سید نصرالدین پناه آورد آقا خواست ممانعت از آن سوارها نماید برای آقا تفنگ کشیده بودند.
آقا سید حسن تقی زاده در حالتی که از شدت هیجان اشک میریخت چنین نطق کرد که آقایان من حال گفتن ندارم شما چاره این کار را بکنید و چاره این نیست که بگویید باید بوزارت داخله یا وزارت جنگ نوشته شود تمام ملل میدانند که خاک ملک ملت است نه مال دولت. سلطان باید برأفت با رعیت سلوک نماید. سلطنت امروزه بظلم و جبر نمیشود خلق را بقتل و غارت اسکات نماید.
حاج امام جمعه خویی – از این همه مذاکرات چه نتیجه گرفته شد؟ عاقبت به چه ترتیبی رأی دادید و چه تدبیری نمودید؟ برای خلاصی برادران خودتان که الان در معرض قتل و غارت هستند چه اندیشه کردید؟
ملخص مرام [کلام؟] آنکه هیجان و انقلاب بحدی بود که از وصف خارج است و نطقهای رقت انگیز زیاد شده در هیئت از طرف مجلس مقدس مامور شد که هیئتی مراتب را بعرض همایونی رسانیده هیئتی هم در منزل وزیر داخله اصلاح مفاسد را بخواهند و قرار شد که از طرف مجلس بتمام سفارتخانهها رسما نوشته شود که چون اعلان قانون مشروطیت ایران در تمام دول رسمیت پیدا کرده و تا حال حرکت بیقاعده از طرف ملت نشده اینگونه حرکات مستند بجای دیگری است رسما مطلع باشند.
در این بین که حضار منتظر صدور جواب بودند هنگامه عظیمی برپا شد. خطابهها ایراد گردیده و نطقها کرده شد. بالاخره ساعت دو از شب گذشته از طرف شاه دستخطی در احضار پسر رحیم خان صادر گردید. وکلا بدین اندازه قانع نشدند و جدا سه مطلب را خواستند: یکی توقیف و عزل رحیم خان دیگری عزل پسر او از کلیه شئونات تامین تبریز بقسمی که از آنجا تلگرافا اظهار رضایت نمایند. در این موقع بر حسب امر مقدس مجلس حضار با کمال کراهت بمنازل خود رفتند که صبح علی الطلوع حاضر شده اجرای مراتب سه گانه را بخواهند.
دیدگاه شما